خداى تعالى داراى فرزند بود آن فرزند مثل و مانند خدا و خداى دوّم مىشد ، نه مربوب خداى تعالى .
[ فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا ]
پس بگذار آنها در باطل خويش فروروند .
[ وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ ]
و عمر را به بازى بگذرانند تا اينكه روز موعود فرارسد .
چه او در آسمان و زمين خداست . جملهى « فى السّماء إله » صلهى بدون عايد است ، كه عايد محذوف است و آن عايد يا صدر صله است و معناى جمله اين است كه او در آسمان إله و معبود و مستحقّ عبادت است يا سلطان تدبيركنندهى امور آسمان است ، يا عايد ساير اجزاى صله است ، يعنى او كسى است كه در آسمان إله است ، عايد عبارت است از لفظ « منه » يا « بصنعه » يا « من صنعه » .
از امير المؤمنين عليه السّلام آمده است :
« هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
:
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
:
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ »
مقصود اين است كه امنا و خلفاى خدا استيلا و تسلّط دارند .
اين تسلّط به سبب قدرت و نيرويى است كه خداى تعالى در آنها بر جميع خلقش تركيب نموده و ايجاد كرده و فعل و كار اينان فعل خدا است و اين معنا مؤيّد وجه دوّم و معناى دوّم آيه است .
[ وَ هُوَ الْحَكِيمُ ]
و خداى تعالى كسى است كه صنع و آفريدهى خويش را متقن و محكم ساخت تا جايى كه او به صورت امناء خود ظهور نمود و هيچ كس به اين مطلب پى نبرد ، بلكه او را انكار نمودند و