فرزند را عبادت مىكردم ، يعنى شايسته بود كه من اوّلين عبادتكنندهى آن فرزند باشم ، چون من در عبادت خدا بر شما مقدّم هستم و شايسته است كسى كه در عبادت خدا مقدّم است در عبادت اولاد او نيز مقدّم باشد .
يا مقصود اين است كه اگر خداوند داراى اولاد بود آيا من بايد اوّلين عبادتكنندهى او مىشدم ؟ ! به روش استفهام انكارى ، بدين معناى كه اگر خداوند داراى اولاد بود من اوّلين كسى بودم كه آن را انكار مىكردم نه اينكه اوّل كسى باشم كه او را عبادت كنم .
يا لفظ « العابدين » از ( عبدت عن الأمر ) به معناى كنارهگيرى از كارى استعمال شده است ، يعنى اگر خداوند داراى فرزند بود من نخستين كسى بودم كه از اين سخن ناراحت مىشدم و كنارهگيرى مىكردم .
و از امير المؤمنين عليه السّلام دراينباره آمده است : يعنى نخستين انكاركننده بودم ؛ فرمود : تأويل در اين گفتار اين است كه باطن آن ضدّ ظاهرش مىباشد و وجه صحّت آن را ذكر نمودم .
[ سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ ]
منزّه است پروردگار آسمانها و زمين و عرش ( ما سوى اللّه )
[ عَمَّا يَصِفُونَ ]
از آنچه وصفش مىكنند ، اين عبارت تنزيه خداست از داشتن فرزند يا جملهاى كه برهان مطلب نيز همراه آن است .
چه ربوبيّت عرش كه عبارت از ربوبيّت همهى مخلوقات است مستلزم ربوبيّت بر هر جزئى است كه از اجزاء عرش فرض شود ، اگر