ترجمه :
( 43 / 89 - 81 )
بگو اگر براى خداى رحمان فرزندى بود ، من خود نخستين پرستنده بودم .
منزّه و فراترست پروردگار آسمانها و زمين صاحب عرش ، از آنچه مىگويند .
پس بگذارشان تا ژاژخايى و بازيگوشى كنند تا به ديدار آن روزشان كه وعدهاش را به ايشان دادهاند ، برسند .
و او كسى است كه هم در آسمان خداست و هم در زمين خداست ، او فرزانهى داناست .
و بزرگا كسى كه فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ما بين آنهاست از آن اوست و آگاهى از قيامت با اوست و به سوى او باز گردانده مىشويد .
و كسانى كه [ كافران ] به جاى او [ خداوند ] به پرستش مىخوانند ، داراى شفاعت نيستند ، مگر [ براى ] آن كسى كه شاهد و ناظر حقّ باشد و ايشان مىدانند .
و اگر از ايشان بپرسى چه كسى ايشان را آفريده است ، بىشك خواهند گفت خداوند ، پس چگونه بيراهه مىروند ؟
و [ آگاهى از ] سخن او [ محمد ] كه گويد پروردگارا اينان قومى هستند كه ايمان نمىآورند .
از ايشان درگذر و بگو سلام ، زودا كه بدانند .
تفسير
[ قُلْ ]
به آنان كه براى خدا فرزندان دختر قرار مىدهند بگو : يا به آنان كه مىگويند مسيح پسر خدا يا عزير پسر خداست يا مىگويند ما فرزندان خدا هستيم ، بگو :
[ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ ]
كه اگر خداوند داراى فرزند مىبود من سزاوارتر به اظهار و شناخت او بودم ، چه من بر حسب رتبه سابقترين عبادتكنندگان خدا هستم و آن كسى كه سابقتر است به شناختن اولاد معبود و فاميل او سزاوارتر است .
و ممكن است منظور اين باشد كه من اوّل كسى بودم كه آن