سورهى هود اين آيه گذشت و اين مطلب نيز گذشت كه گمان مىرود بهتر اين بود كه چنين گفته شود :
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ
و وجه بهتر و مناسبتر بودن و جواب آن گذشت .
[ وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ ]
از مالك مىخواهند كه از خدا مرگ آنها را بخواهد ، چه اينان از خدا غايب هستند و به او نمىرسند تا خودشان با درخواست مرگ ، رهايى از عذاب را بخواهند .
[ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ]
مىگويد : شما در عذاب ماندنى هستيد و رهايى از آن را نداريد .
[ لَقَدْ جِئْناكُمْ ]
اين جمله جواب سؤال مقدّر از جانب مالك يا از جانب خداست ، در مقام تعليل مىباشد .
[ بِالْحَقِّ ]
ما حقّ را بر شما آورديم كه به وسيلهى حقّ آفريده شده و آن عبارت از مشيّت است كه همان ولايت مطلق است و آن علىّ عليه السّلام با علويّتش مىباشد .
و در تفسير قمّى آمده است : قول خداى تعالى : « بالحقّ » يعنى به ولايت امير المؤمنين .
[ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ ]
امّا بيشتر شما حقّ را كه ولايت علىّ عليه السّلام است خوش نداريد .
[ أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً ]
پس از حكايت گفتههاى منافقين در روز قيامت خداى تعالى نبىّ خويش را مورد خطاب قرار داد و فرمود : بلكه اين منافقين از امّت تو تصميم بر كفر و تكذيب حقّ گرفتند ، پس بر توافق و عهد بستن آنها در مكّه و غير مكّه اندوهناك مباش ، عهد بستند كه امر