ايمان اشعار به اين است كه هر يك از مؤمن و مسلم غير از ديگرى است .
پس به مجرّد بيعت عام نبوى به شخص مسلم گفته مىشود ولى مؤمن ناميده نمىشود ، بلكه بايد حقيقت ايمان را طلب كند ، آنچه را كه موجب صدق ايمان مىشود محقّق سازد .
[ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ ]
شما و همسرانتان داخل بهشت شويد ، همسرانى كه با شما موافق هستند خواه مؤمن باشند يا نباشند ، زيرا كرامت مؤمن اقتضا مىكند كه به واسطهى او پدران و همسران و ذريّههايش وارد بهشت گردند .
[ تُحْبَرُونَ ]
لفظ « حبر » با فتحه به معنى سرور و نعمت است ، « حبير » بر وزن « امير » لباس خوشرنگ راه راه و لباس جديد است ، « حبره » سماع در بهشت و هر نعمت زيبايى است و نيز براى مبالغه در هر چيزى است كه به زيبايى و جمال وصف شود و ممكن است به معناى هر يك از اين موادّ باشد .
[ يُطافُ عَلَيْهِمْ ]
اين جمله التفات است و در آن تجديد و نشاط است ، يعنى ، آن زيبايان به دورشان مىگردند .
[ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ ]
با جامهاى طلا ، زيرا لفظ « صحاف » جمع « صحفة » به معناى جام طلا است .
[ وَ أَكْوابٍ ]
و با كوزههاى شراب ، لفظ « أكواب » جمع « كوب » با ضمّه به معناى كوزه بدون دسته يا بدون لوله است .
[ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ ]
كه در آن كوزهها آن گونه شراب عشق و معرفتى است كه روان را خوش آيد ، چشمها را لذّت افزايد و شما در آن بهشت و