در تفسير
[ قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ ]
مرقوم فرمودهاند : به آنان بگو : چرا رسالت مرا غريب مىشمارى ؟ من همانند ساير رسولان و فرستادگان بودم .
من يك پديدهى جديدى از فرستادگان نيستم يا مقصود اين است كه من نيز از زمرهى همان فرستادگانى هستم كه بشر بودند و مىخوردند ، مىآشاميدند ، نكاح مىكردند و در بازارها راه مىرفتند در عين حال از جانب خدا احكام مىآوردند و مردم را به توحيد فرا مىخواندند .
بر حسب مقتضاى بشر بودنم نمىدانم بر سر من و شما چه خواهد آمد ؟
پس شما چرا از من علم غيب طلب مىكنيد ؟
جز از آنچه كه بر من وحى مىشود فراتر نرفته از خواستههاى شما و خودم پيروى نمىكنم .
و من بر حسب رسالتم هيچ شأن و مقامى جز انذار ندارم ، اگر چه بر حسب ولايتى كه دارم هادى و رهبر شما هستم و بر چيزهايى قدرت دارم كه شما نداريد ، چيزهايى را مىدانم كه شما نمىدانيد .
در تفسير آيه
[ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ]
مرقوم فرمودهاند خدايا بر من الهام نما يا مرا را در شكر نعمت ولع و حرص ارزانى دار تا نعمتى را كه بر من و پدرم بخشيدى سپاس گويم ، اين كلمه دلالت مىكند بر اينكه اين آيه مخصوص به حسين عليه السّلام است . ( زيرا خدا به او و پدرش على عليه السّلام نعمت ولايت بخشيد ) و آن عمل شايستهاى انجام دهم كه به آن راضى باشى و در سالهاى پس از من نيز .
در خبرى آمده است كه اگر نمىگفت : « فى ذرّيتى همه ذرّيهى