جاى خوف از خدا و تصديق رسول او در مقام استهزا برآمدند .
[ وَ ما نُرِيهِمْ
مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها وَ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ ]
عذاب قومى موسى قحطى و طوفان و ملخ و شپش بود .
[ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ]
تا شايد آنها از گمراهىشان باز گردند و رسول ما را تصديق نمايند .
[ وَ قالُوا يا أَيُّهَا السَّاحِرُ ]
موسى را به اسم ساحر و جادوگر ندا كردند زيرا مىخواستند او را تعظيم نمايند ، چون سحر و جادو در آن زمان قدر و منزلت بزرگى نزد مردم داشت ، يا از آن جهت موسى عليه السّلام را ساحر خطاب كردند كه لفظ « ساحر » اسم براى هر عالم و دانشمند متخصّص بود .
و بعضى گفتهاند : قصدشان از خطاب ساحر استهزاى موسى عليه السّلام بود ، كه آنها از شدّت و نهايت احمقى و عنادشان حتّى در حال سختى و گرفتارى استهزا را ترك نمىكردند .
بعضى گفتهاند : ساحر كسى است كه در سحر و جادو غالب باشد و غلبه كند و معناى آيه اين است : اى كسى كه با ما به سحر و جادو پرداخت و با سحر خويش ما را مغلوب ساخت .
[ ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ ]
اگر تو عذاب را از ما برداشتى ما به تو ايمان مىآوريم ، چنانچه آيه در سورهى اعراف گذشت ، بيان آيه نيز گذشت .
[ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ ]
موسى عليه السّلام دعا كرد و ما عذاب را از آنها برداشتيم .