جانب خدا دارد و خداوند داراى فرشتگان بسيارى است پس اگر راست مىگويد بايد صفهايى از ملايكه با او باشد تا لشگريان و سربازانش باشند ! او را در كارهايش كمك كرده و در مقابل حوادث و دشمنان حفاظت نمايند .
[ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ ]
با اين فريب دادنها و مشتبه كردن مطلب از مردم خواست كه موسى در خدماتش را سبك و خوار نشان دهد تا از خودش پيروى كنند ، يا منظور اين است كه قومش را سبكسر ساخت تا از او اطاعت كنند ، زيرا آنان قومى بدكار بودند .
[ فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ ]
و چون ما را اندوهناك كردند از آنان انتقام گرفتيم ، لفظ « اسف » مانند « فرح » به معناى حزن و اندوه و تأسّف شديد است و « اسف عليه » يعنى بر او غضبناك شد و لفظ « اسف » به هر معنا كه باشد لايق و مناسب شأن خدا نمىباشد .
و لذا از امام صادق عليه السّلام وارد شده كه خداى تعالى مانند تأسّف خوردن ما تأسّف نمىخورد و ليكن خداى تعالى اوليايى براى خودش آفريد كه آنان تأسّف مىخورند و راضى مىشوند ، اينان مخلوق و مربوب هستند ، پس خداوند رضايتشان را رضايت ، خشم و سخطشان را خشم خودش قرار داد .
زيرا خداوند آنان را دعوتكنندگان و راهنمايان به سوى خويش قرار داد و لذا اين چنين شدند ، اين بدان معنا نيست كه تأسّف و خوشحالى به خدا مىرسد ، همانطور كه به خلقش مىرسد ، بلكه به