[ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ ]
امّا وقتى عذاب را از آنان برداشتيم پيمان و عهد خويش را شكستند ، هر وقت ما آنان را عذاب مىكرديم همين حرف را مىزدند و عذاب را كه از آنها بر مىداشتيم پيمانشكنى مىكردند .
[ وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ ]
پس از آنكه ما عذاب را از آنها برداشتيم فرعون بر ملك و سلطنتش ترسيد ، ترسيد كه بعضى از اهل مملكتش به موسى ايمان بياورد پس همه را جمع كرد و براى آنها سخنرانى كرد و امر را بر آنان مشتبه ساخت ، اظهار كرد كه حال او در دنيا چقدر خوب است ، حال موسى در دنيا بد است .
[ قالَ يا قَوْمِ ]
فرعون گفت : اى قوم از موسى و از آنچه كه از او ديدهايد از قبيل رفع عذاب نترسيد ، كه دست من از او بازتر ، مال من از او بيشتر و تصرّفات من و قوىترست .
[ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ ]
اين جمله اشاره به باز بودن دست او در شهرهاست .
[ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ ]
مقصود نهرهاى نيل است . برخى گفتهاند :
عظيمترين آن نهرها چهار نهر بوده است .
[ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي ]
اين نهرها از زير قصر من يا از تحت امر و دستور من جارى مىشوند ، چه فرعونيان معتقد بودند كه رود نيل به دستور او جارى مىگردد .
[ أَ فَلا تُبْصِرُونَ أَمْ أَنَا خَيْرٌ ]
آيا نمىبينيد ؟ موسى بهتر است يا من كه اين همه اموال و جمال دارم ، حال و صورت و سيرتم همه خوب است و دست من باز و حكومت و ملك من گسترده است .