استدلال كند .
شَكُورٍ
در نعمت ناظر به انعام و به منعم است و امّا غافل از منعم و انعام از نعمت و زوال آن و دگرگونى آن پى به تصرّف منعم نمىبرد تا بتواند از نعمت و تغييرات آن استدلال بر صفات منعم و علم و حكمت و قدرت او بكند .
بدان كه آيات قرآن مانند آيات بزرگ آفاقى از قبيل انبيا و اوليا عليهم السّلام داراى ظاهرها و باطنها تا هفت بطن ، تا هفتاد بطن ، تا هفتاد هزار بطن ، تا آن مقدار كه خدا بخواهد .
و نيز آن آيات داراى تنزيل و تأويل است ، تأويل آن نيز داراى تأويل است تا هفت مرتبه ، تا آنقدر كه خدا بخواهد .
تنزيل اين آيه ذكر شد و در تنزيل آن از امام صادق عليه السّلام وارد شده كه فرمود : اينان قومى بودند داراى قريههاى متّصل به هم كه همديگر را مىديدند و داراى نهرهاى جارى و اموال ظاهر بودند كه به نعمتهاى خدا كفر ورزيدند و عافيتى را كه خداوند داده بود دگرگون ساختند ، خداوند نيز نعمتشان را تغيير داد ، «
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ » .
پس خداى تعالى بر آنها سيل عرم را جارى ساخته ، قريههايشان را پراكنده و شهرهايشان را خراب كرد ، اموالشان را از بين برد و به جاى دو باغ خوب پيشين ، دو باغ داد كه ميوههاى تلخ و شور و گز و اندكى از ميوه سدر آورد . « 1 » تأويل اين آيه بر حسب عالم صغير و كبير بسيار است ، چون
هامش
( 1 ) صافى : ج 4 ، ص 217 . كافى : ج 2 ، ص 274 ، ح 23 .