نكردن به نعمت و طلب زيادى آن با كفران نعمت است .
وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
با كفران نعمت به خودشان ستم كردند .
فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ
لفظ « أحاديث » جمع حديث است كه شاذّ و نادر است ، يا جمع أحداث است كه جمع « حدث » است ، يا جمع « احدوثه » است به معناى امر عجيب و غريب ، يعنى آنها را بر حسب حال و مالشان از عجايب روزگار قرار داديم به نحوى كه مردم از آنها سخن بگويند .
وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
آنها را به طور كامل پراكنده ساختيم تا آنجا كه هر كس به يك شهرى رفت و به آنجا ملحق شد .
بعضى گفتهاند : غسّان به شام ملحق شد ، انصار به يثرب و جزام به تهامه ، ازد به عمّان . « 1 »
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ
در تمام اينها آيات و نشانههايى است كه دلالت بر قدرت ما بر فرو بردن زمين و فرود آوردن قطعهاى از آسمان بر سرها و بر علم و حكمت و تدبير ما نسبت به امور بندگان ما و جزاى هر يك از آنان بر حسب حالشان مىباشد ، نيز دلالت مىكند بر اينكه ما پاداش شكرگزار را با افزون كردن نعمت مىدهيم و جزاى كفران نعمت را با سلب نعمت .
لِكُلِّ صَبَّارٍ
اين نشانهها و آيات براى كسى است كه نسبت به معاصى و طاعات و مصيبتها صبور باشد ، كه غير صبور چون اسير شهوتها و غضبها و مورد بلاهاست ديگر فراغتى ندارد كه در اين مورد تأمّل كند و از اين آيتها و نشانهها بر چيز ديگرى
هامش
( 1 ) صافى : ج 2 ، ص 217 و مجمع البيان : ج 7 و 8 ، ص 378 .