دلالت بر قدرت حقّ و عنايت او به خلقش و ثواب و عقاب او در دنيا و آخرت مىكند .
جَنَّتانِ
يعنى دو گروه از بستانها و باغها ، قرار داشت .
عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ
دو باغ از راست و چپ شهرستان كه هر يك از آن باغها تا شهر ده روز راه است و درختان هر دو بستان از بس بهم پيچيده و به هم پيوسته است كه گويى يك بستان است ، دربارهى آنها گفته مىشود :
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ
و ممكن است جمله مستأنفه به تقدير لفظ « قول » باشد ؛ گويا كه گفته شده : به آنها چه گفته شده ؟
يا پروردگارا به آنها چه گفتى ؟
پس فرمود : به آنها گفته شده ، يا گفتيم : از روزى پروردگارتان بخوريد .
وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ
اين جمله نيز مستأنف و در مقام تعليل است .
يعنى و او را سپاس گزاريد كه اين شهر ، شهر طيّب و پاكيزه است .
وَ رَبٌّ غَفُورٌ
اين چهار كلمه « بلدة » و « طيّبة » و « ربّ » و « غفور » با نصب خوانده شده بنابراين كه حال باشد يا مدح يعنى : در حالى كه پروردگارى آمرزنده است .
فَأَعْرَضُوا
پس آنها از شكرگزارى اعراض كردند ، بلكه از نعمت خسته شدند ، چنانچه خواهد آمد .
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ
لفظ « عرم » گاهى تفسير به سدّى