تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
مضطرب و مشوّش است ، تو مرا از آرزوها و خواسته‌هايم بريدى ، پس ملك‌الموت به او گويد : آيا هيچ عاقلى از مفقود شدن يك درهم مغشوش در صورتى كه عوض آن هزار هزار برابر دنيا باشد اندوهناك مىشود ؟ او مىگويد : نه . پس ملك‌الموت مىگويد : به بالاى سرت نگاه كن ، پس او به بالاى سرش نگاه مىكند درجات بهشت و قصرهاى آن را مىبيند كه آرزوها در مقابل آن هيچ است . پس ملك‌الموت مىگويد : آنچه كه مىبينى منزل‌ها و نعمت‌ها و اموال و اهل و عيال تو است و از اهل تو در اينجا و ذريّه‌ى تو هر كس صالح باشد در اينجا با تو مىباشد ، آيا راضى هستى كه آنها را عوض آنچه كه در دنيادارى به تو بدهند ؟ مىگويد : آرى به خدا سوگند ، سپس مىگويد : نگاه كن ، نگاه مىكند ، محمّد و على و پاكان از آل آن دو را در أعلى عليّين مىبيند . ملك‌الموت مىگويد : آيا آنها را مىبينى ؟ آنان سادات و امامان تو ، همنشين و همدمان تواند . آيا راضى نمىشوى عوض آنچه كه در دنيا از آن جدا مىشوى با آنها باشى ، پاسخ مىدهد : بلى به خدا سوگند راضى هستم . پس اين است آنچه كه خدا فرموده :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا
پس به آنچه كه در پيش داريد و احوالى كه پيش روى شما است