در شيعيان آنها نيز جريان دارد ، چنانچه ذكر كرديم .
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ
تمهيد و مقدّمهى مطلبى است كه مىآيد و تعليل مطالب گذشته است ، اعتقاد به مساوى نبودن حسنه و سيّئه از فطريّات است ، هر كس بر حسنه و سيّئه اطّلاع پيدا كند و معناى آن دو را بفهمد ، ولى غير آنچه را گفتيم اختيار كند خارج از فطرت محسوب مىشود .
ادْفَعْ
بدى كسى را كه به تو بدى كرده با كارى كه بهتر است دفع كن .
« ب » به وسيلهى كارى كه بهتر است .
التى
هِيَ أَحْسَنُ
بيان اين آيه در سورهى مؤمنون گذشت .
فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
دوستدارندهاى كه خويش و نزديك در نسبت است ، در خبر حسنه به تقيّه و سيّئه به افشاء و اذاعه تفسير شده و آن وجهى از وجوه آيه است .
و ممكن است جملهى « التى
هِيَ أَحْسَنُ
» تفسير به ولايت شود ، يعنى سيّئات خودت و سيّئات غير خودت را با يادآورى جهت ولايت يا با قبول ولايت ، يا با يادآورى ديگران به ولايت دفع كن ، شايد تعبير از بدى كردن و اسائه به سيّئه نيز به همين جهت بوده است .
وَ ما يُلَقَّاها
اين عادت و خصلت را كه عبارت از دفع اسائه به وسيلهى حسنه است جز صبركنندگان تلقّى به قبول نمىكند .
إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا
مگر كسانى كه صابر باشند ، چون سرشت و فطرت نفس چنين است كه هر وقت چيزى ناسازگار و