زيرا آن حشره « موريانه » سطح چوب را از گل قرار مىدهد كه چوب روى آن قرار بگيرد ، مانند زمين و اضافهى لفظ « دابّة » به زمين از قبيل اضافهى فاعل به فعل يا اضافه فاعل به چيزى است كه منفعل را مثل فاعل فرار مىدهد و مفعول « دلّهم » به جنّ يا به انس يا به مجموع برمىگردد .
تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
لفظ « منسأته » اسم آلت از « نسأه » است ، يعنى او را طرد كرد ، يا دفع نمود ، يا سوق داد .
فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
از امام رضا عليه السّلام روايت شده كه سليمان بن داود عليه السّلام روزى به اصحابش گفت : خداى تعالى به من ملك و پادشاهى عطا كرده است كه براى هيچ كس بعد از من چنين ملكى شايسته نيست ، براى من باد ، انس ، جنّ ، پرنده و وحوش را مسخّر نمود ، زبان پرندگان را به من آموخت و از هر چيزى داد .
و در عين حال با اين همه ملك و پادشاهى كه به من داده شده است ، خوشحالى و سرور براى من يك روز تا شب كامل نشد ، من دوست دارم فردا داخل قصر خود شده و به بالاى آن بروم تا مملكتهايم را بنگرم .
به هيچ كس هم اجازه ندهيد نزد من بيايد تا مبادا يك روز خوشحالى مرا ناقص كند .
ياران سليمان پذيرفته و پاسخ مثبت دادند .
وقتى كه فردا شد و ساعت موعود رسيد سليمان عليه السّلام عصايش را به دست گرفته و به بالاترين جاى قصرش رفت ، درحالىكه بر