حالىكه به داود از فضل و كرم خود داديم .
يا جِبالُ
حال يا مستأنف ، يا بدل تفصيلى از « آتينا » است ، بنا بر تقدير قول است ، يعنى گفتيم اى كوهها .
أَوِّبِي
با صداى داود هماهنگ شويد ، صداى او را به تسبيح بر گردانيد .
مَعَهُ وَ الطَّيْرَ
لفظ « و الطّير » با رفع خوانده شده تا عطف بر « جبال » يا بر ضمير مستتر در « أوّبى بى » باشد ، به سبب نوعى فاصل و جداكننده از تأكيد به منفصل بىنياز شده است .
و با نصب خوانده شده تا عطف بر محلّ « جبال » يا بر ضمير مجرور باشد و عطف بر ضمير مجرور بدون اعادهى حرف جرّ ضعيف است ، يا قرائت نصب بنابراين است كه مفعول معه باشد .
اين آيه و بيان آن در سورهى انبياء گذشت .
وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
ما آهن را براى او نرم كرديم تا داود او را مانند شمعى به هر شكلى كه بخواهد در آورد .
أَنِ اعْمَلْ
لفظ « أن » تفسيريّه يا مصدريّه است .
سابِغاتٍ
به او گفتيم زرههاى گشاد بساز ، تنها اكتفا به « سابغات » و صفت كرد ، از زره كه موصوف است اسم نبرد ، چون ساختن زره آهنى از داود عليه السّلام مشهور و معروف است .
وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ
در بافت و حلقهها و گرههاى زره اندازهى مخصوصى بايد باشد ، به نحوى كه پوشيدن آن ممكن باشد و از نفوذ شمشير و تير و نيزه مانع شود و آنقدر سنگين نباشد كه پوشنده از حمل آن عاجز و ناتوان باشد و سبك نباشد تا مانع نفوذ چيزهايى كه ذكر شد باشد .