مىساختند و آن قصرها و كاخها « محاريب » ناميده شده ، چون قصرها بسيار بلند بودند كه از تسلّط بر قصرها و قدرت بر جنگ در ميان آنها مانع مىشدند .
وَ تَماثِيلَ
صورتها .
از امام صادق عليه السّلام آمده است : به خدا سوگند مقصود تماثيل مردان و زنان نيست و ليكن مقصود درخت و شبه درخت است . « 1 »
وَ جِفانٍ
لفظ « جفان » جمع « جفنة » به معناى سينى و ظرف بزرگ است
كَالْجَوابِ
لفظ « جواب » جمع « جوابية » به معناى حوض بزرگ است
وَ قُدُورٍ
راسِياتٍ
ديگهاى بزرگ كه بر زمين ثابتاند و چون خيلى بزرگ هستند از جايشان بيرون نمىآيند .
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
درحالىكه به آنان گفته مىشود : اى آل داود شكر كنيد .
چه كلمه « الشّكور » يعنى كسى كه زياد شكر مىكند و از نعمت و نعمت دادن و تعظيم منعم و صرف نعمت در جاى خودش غفلت نمىكند و در عين حال براى كسى ممكن نيست حقّ شكر را ادا كند ، زيرا خود شكر كردن نعمتى است بسى بزرگتر از هر نعمتى كه بر آن شكر شود .
فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ
« الارضة » كه اين لفظ با حركت راء حشرهى معروفى است كه چوب را مىخورد و آن را مانند زمين قرار مىدهد ، كار آن « ارض » ناميده مىشود به معناى خوردن چوب و قرار دادن آن مانند زمين .
هامش
( 1 ) صافى : ج 4 ، ص 212 . كافى : ج 6 ، ص 476 ، ح 3 .