تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
مىدانستند ، در آن رنج و عذاب خفّت بار نمىماندند . براى قوم سبا در مسكنهايشان پديده شگرفى بود ( از جمله ) دو بوستان در جانب راست و چپ ؛ ( كه به ايشان گفتيم ) از روزى پروردگارتان بخوريد ، او را سپاس بگزاريد ؛ ( شما را ) شهرى پاكيزه و پروردگارى آمرزگار است . ولى روىگردان شدند ، آنگاه بر آنان سيل بنيان‌كن را روانه كرديم ، به جاى آن دو بوستانشان دو بوستان داراى ميوه‌هاى ناگوار و درخت گز و اندك مايه‌اى از درخت سدر براى آنان جانشين كرديم . به خاطر كفرانى كه ورزيده بودند اين‌گونه جزايشان داديم ؛ و آيا جز ناسپاس را كيفر مىدهيم ؟ و در بين آنان و آباديهايى كه به آنها بركت بخشيده بوديم ؛ آباديهاى به هم پيوسته قرار داده بوديم ، در ميان آنها سير و سفر مقرر داشته بوديم ، به آنان مىگفتيم شبها و روزها با كمال امن‌وامان در آنها سير و سفر كنيد . سپس گفتند پروردگارا بين سفرهاى ما فاصله انداز و بدين‌سان بر خويشتن ستم كردند آنگاه همچون افسانه‌شان گردانديم و پاره و پراكنده‌شان ساختيم ؛ بىگمان در اين براى هر شكيباى شاكرى مايه‌هاى عبرت است .

تفسير

وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا
اين جمله حاليّه يا معطوف بر مقدّر است و معناى آيه اين است : چرا به آنچه كه در جلو و ما بين دستهايشان است نگاه نمىكنند و چرا به پشت سرشان از حوادث گذشته نظر نمىاندازند ؟ تا به مبدأ داناى حكيم يقين پيدا كنند ، درحالىكه ما به داود از فضل و كرم خود داديم كه دلالت بر مبدأ و معاد مىكند ، يا تقدير آيه چنين است : ما در گذشته آيات و نشانه‌هاى عجيبى ايجاد كرديم كه دلالت بر كمال قدرت و آگاهى ما مىكند ، در
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 44 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى