ترجمه :
( 40 / 40 - 34 )
و پيشتر يوسف [ پيامبر ] براى شما معجزاتى آورد و همچنان از آنچه برايتان آورده بود در شك بوديد ، تا آنكه چون درگذشت ، گفتيد خداوند هرگز پس از او پيامبرى برنخواهدانگيخت ، بدينسان خداوند كسى را كه گزافكار شكگراست بيراه مىدارد .
كسانى كه در آيات الهى بدون حجّتى كه برايشان آمده باشد ، مجادله مىكنند ، [ كارشان ] نزد خداوند و نزد مؤمنان بس ناپسند است ؛ بدينسان خداوند بر هر قلب متكبّر زورگويى مهر مىنهد .
و فرعون گفت اى هامان براى من برجى [ بلند ] برآور ، باشد كه به اين راهها برسم .
راههاى آسمانها ، تا به خداى موسى پى ببرم ، من او را دروغگو مىدانم ؛ و بدينسان در نظر فرعون بدكردارىاش آراسته شد ، از راه [ صواب ] بازداشته شد ؛ و نيرنگ فرعون جز در تباهى نبود .
و كسى كه ايمان آورده بود ، گفت اى قوم من ، از من پيروى كنيد كه شما را به راه رشد و راستى هدايت كنم .
اى قوم من ، همانا اين زندگى دنيا ، بهرهاى [ اندك ] است ، آخرت سراى اقامت است .
هر كس كار ناپسندى مرتكب شود ، جز به مانند آن جزا نيابد ، هر كس كارى شايسته انجام دهد ، اعمّ از مرد يا زن ، مؤمن باشد ، اينانند كه وارد بهشت مىشوند ، [ و ] در آنجا بىحساب روزى مىيابند .
تفسير
وَ لَقَدْ جاءَكُمْ
اين جمله عطف يا حال است كه در آن معنى تعليل است ؛
يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ
وقتى يوسف عليه السّلام از دنيا رفت به او اقرار كرديد ، چون شما به كسى رضايت مىدهيد كه از انظار شما غايب باشد ، نه كسى كه نزد شما حاضر باشد ، او را خاتم رسالت و آخر پيامبران قرار داديد .