فَادْعُوا اللَّهَ
حال كه مطلب چنين است پس خدا را فراخوانيد .
مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
اگر چه فراخواندن شما خدا را به كافران خوش نيايد ، يا خالص گردانيدن شما دين را براى خدا مورد پسند كافران قرار گيرد .
رَفِيعُ الدَّرَجاتِ
اين جمله خبر بعد از خبر براى قول خدا « هو » در
« هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ »
يا بنا بر قرائت رفع براى « اللّه » است ، بنابراين كه از مضاف اليه كسب تعريف كرده باشد يا بنا بر قرائت نصب بر وصف بودن باقى است .
يا حال از « إله » است بنا بر آنكه كسب تعريف از مضاف اليه نكره باشد ، لفظ « رفيع » از رفع به معناى مرفوع است ، يعنى درجات وجودش بلند است به نحوى كه ادراك هيچ درك كنندهاى جز خودش به او نمىرسد يا رفع به معناى رافع است ، يعنى درجات بندگانش را بالا مىبرد يا بالا برندهى درجات خلقش يا درجات فعل و صفاتش مىباشد .
ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ
« روح » در اينجا به قرآن و به وحى و به جبرئيل تفسير شده و در اخبار متعدّدى آمده است : روح ملائكهاى است بزرگتر از جبرئيل كه با هيچ يك از پيامبران نبود ، او با محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود ، با ائمه عليهم السّلام بود .
و روح در اخبار به معانى ديگر نيز تفسير شده است مانند روح ايمان ، روح قوّت ، روح شهوت و غير اينها .
و ممكن است تفسير به ولايت شود كه ولايت مصدر نبوّت و