تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
« خروج » را از آن جهت به صورت نكره مىآورند تا اشعار به نهايت نااميدى آنها باشد ، گويا كه چيز كمى و اندكى از خروج را مىخواهند .
ذلِكُمْ
اين عذاب و اجابت نكردن خروج شما از جهنّم بدان جهت است كه :
بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ
ضمير در لفظ « بأنه » ضمير شأن است و لفظ « كان » با اسم « كان » بعد از « بأنه » مقدّر است تا آمدن لفظ « إذا » صحيح باشد ، يعنى مطلب از اين قرار است كه شما چنين بوديد كه هرگاه به سوى خدا و توحيد او دعوت مىشديد كفر مىورزيديد ، مقصود از دعوت خدا « وحده » و به تنهايى دعوت ولى امر است ، چون با دعوت ولى امر به وحدت خدا فراخوانده مىشود ، يعنى آن وقت است كه توحيد براى سالك الى اللّه به سبب ولايت و راه رفتن بر طريق ولايت حاصل مىشود . و با روى آوردن بر ولى امر به خدا روى آورده مىشود ، با معرفت و شناخت ولى امر خدا شناخته مىشود ، بلكه معرفت ولىّ امر به نورانيّت همان معرفت خداست . پس معناى آيه اين است : هرگاه به مظهر خدا كه جانشين خداست دعوت مىشديد به او كفر مىورزيديد .
وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا
يعنى اگر شرك آورده شود شما اذعان مىكنيد و تسليم مىشويد . از امام صادق عليه السّلام آمده است كه فرمود : هرگاه خدا به توحيد ذكر شود ، مأمور به قبول ولايت كسى باشيد كه خداوند امر به ولايت او نموده كفر ورزيديد و كافر شديد و به ولايت كسى ايمان