بهشت شوند ، چون از پدران و همسران و اولاد مؤمنين هر كس كه استعدادش باطل نشده باشد به واسطهى مؤمنين داخل بهشت مىشوند ، ممكن است مقصود از صلاح صلاح بالفعل باشد كه در اين صورت پدران و پيروان به سبب ايمان و به دليل نسبت آنها به مؤمن استحقاق دخول پيدا مىكنند ، كه آنها از همين نسبت نيز بهرهمند مىشوند .
وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ
تقديم همسران و ازواج جهت مراعات ترتيب در وجود است ، نه در شرف ، نه در نسبت .
إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ
و تو البتّه غالب و غلبه كنندهاى هستى كه هيچ چيزى نمىتواند مانع تحقّق مراد تو باشد .
الْحَكِيمُ
يعنى كسى كه دقايق و نكات استحقاق و استعداد را مىداند يعنى خدايا تو بر طبق استعداد و استحقاق عمل مىكنى به نحوى كه باطل كردن كار تو ، سؤال از تو درباره آن ممكن نيست .
وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ
يعنى خدايا تو مؤمنين را از بديها و شرور نگهدار ، شرور و زشتىهايى كه به مردم در روز قيامت مىرسد ، روزى كه اهل بهشت داخل در بهشت و اهل جهنّم داخل در آتش مىشوند ، زيرا بديها و زشتىهاى دنيا اگر نسبت به حيوانى و مدارك آن شرور و بدى باشد نسبت به مراتب انسانى و مدارك آن رحمت از جانب الهى مىشود ، بر خلاف بديها و زشتىهاى آخرت كه نسبت به مقامات اخروى شرور و بدى مىباشند ، چه انسان در آخرت جز مراتب اخروى مرتبهاى ندارد كه بديها نسبت به آن