وَ يَهْدِي إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
عطف بر جملهى « هو الحقّ » يا عطف بر جملهى
« يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
است ، كه در اين صورت ضمير فاعل به بعض برمىگردد كه از
« الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
استفاده مىشود .
بعضى از آنها با تمام وجود و فعل و قول و خلق و حالش مانند على عليه السّلام و بعضى از مؤمنين هدايت به راه عزيز حميد مىكند ، يا با بعضى از اين امور هدايت مىكند نه با تمام وجود ، مانند بعضى ديگر از مؤمنين .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
اين جمله مقابل قول خداى تعالى :
« وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
است ، هر دو معطوف هستند ، در هر دو معنا تعليل است ، مناسب مقابله اين بود كه بگويد : « و يقول الذين كفروا » ضبه صورت فعل مستقبل ، ليكن به جهت اشعار به ثبات اقوال و افعال مؤمنين و استمرار آنها در آنجا مضارع آورد ، براى دلالت بر عدم ثبات اقوال كافرين و افعال آنها در اينجا فعل را به صورت ماضى آورد ، كه اقوال و افعال كفّار مانند درخت خبيثى است كه در روى زمين روييده و استقرارى نداشته باشد .
هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ
كفّار گفتند : آيا ما شما را به امر عجيبى ، راهنمايى كنيم ؟ ! كه مقصودشان نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و استهزاى اوست .
إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
كه او به شما مىگويد بعد از پوسيدن ، پاره پاره شدن و بعد از مرگ دوباره زنده مىشويد .
أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
كه او در مسئله زنده شدن بعد از مرگ يا در ادّعاى رسالت از جانب خدا ، به خداوند دروغ بسته است .