قلب هر كس كه بخواهد مىتاباند .
و لذا خداى تعالى فرمود :
« أُوتُوا الْعِلْمَ »
و نفرمود : « كسبوا العلم » و نخستين درجات اين علم نورى است كه انسان را در كارش متحيّر و سرگردان قرار مىدهد ، كه نمىداند چه مىگويد و چه كار مىكند ، از سخن گفتن ساكت مىشود .
و در طلب اصل خويش سرگردان مىشود كه چگونه طلب كند ؟ و لذا هنگامى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهى علم سؤال شد فرمود : علم عبارت از انصات و سكوت است . « 1 »
الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ
و لفظ « الحقّ » منصوب خوانده شده و بنابراين
« الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ »
مفعول اوّل « يرى » است ، لفظ « هو » ضمير فصل ، لفظ « الحقّ » مفعول دوّم « يرى » مىباشد .
و اگر لفظ « الحقّ » مرفوع خوانده شود ممكن است
« الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ »
صفت « العلم » و مفعول « يرى » محذوف باشد و جمله « هو الحقّ » مستأنفه باشد .
و ممكن است موصول فعل « يرى » و « يرى » متعدّى به يك مفعول باشد ، يا مفعول دوّم محذوف ، « هو الحقّ » جمله مستأنفه باشد .
و ممكن است موصول مفعول اوّل ، جملهى « هو الحقّ » مفعول دوّم باشد .
مقصود از
« الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ »
همه چيزهايى است كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شده ، يا مقصود چيزهاى معهودى است كه در ولايت على عليه السّلام نازل گشته و مقصود از
« الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
على عليه السّلام يا همهى مؤمنين است .
هامش
( 1 ) كافى : ج 1 ، ص 48 ، ح 4 .