در حالى كه آن حوادث ناشى از حركات آسمان و تحت تأثير قرار گرفتن زمين است ، يا مقصود حوادث آينده است .
بنا بر اختلافى كه در تفسير
« ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ »
وجود دارد .
و انسان اگر به آسمان طبع و آنچه كه در آسمان است از ستارگان و آثارى كه در زمين حادث مىشود و از ستارگان ناشى مىگردد نظر كند ، به زمين طبع و آنچه كه در آن به واسطهى اشعّهى ستارگان و دوران افلاك حادث مىشود نظر كند يقين پيدا مىكند كه اين آسمان و زمين داراى مبدأ حكيم و مرجع باقى است و همچنين اگر نظر به نفس و بدنش نمايد و اتّصال نفس و بدن و همآغوشى و تعاشق آن دو را ببيند و به انحلال بدن و استكمال نفس كمالات مناسب آن نظر نمايد ، يقين پيدا مىكند كه بدن فانى و نفس باقى است ، اينكه نفس و بدن پديدآورندهاى مدبّر و حكيم و عالم و قادر و مختار دارد .
إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ
اين جمله بدل از قول خدا :
« إِلى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ »
به صورت بدل اشتمال است ، كه در اين صورت عامل معلّق از آن است ؛ و معناى اين آيه اين است كه آيا نمىنگريد به آسمان و زمين و اينكه ما اگر بخواهيم آنها را به زمين فرومىبريم ؟ !
أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ
يا جمله مستأنفه يا معترضه است .
يعنى ، يا پارهاى از آسمان ( سنگهاى آسمانى ) بر سرشان مىريزيم .
إِنَّ فِي ذلِكَ
در اين نظر و فكر ، يا در آنچه كه از آسمان و