چه علم تكليفى منحصر در كسى است كه ولايت تكليفى را قبول كرده باشد ، علم تكوينى منحصر در كسى است كه ولايت تكوينى در او ظاهر شده و از حجابهاى هواها خارج گشته باشد .
و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن دو معنا اشاره كرده است آنجا كه از او سؤال شد علم چيست ؟ فرمود : علم عبارت از انصاف و خاموش بودن است ، سپس از او دربارهى علم كه سؤال شد فرمود : علم عبارت از گوش فرادادن است ، كه انصاف و خاموشى اشاره به ظهور علم تكوينى است كه از آن به ولايت تكوينى تعبير مىشود ، استماع و گوش فرادادن اشاره به ولايت تكليفى است ، زيرا استماع جز بعد از انقياد و تسليم محقّق نمىشود ، انقياد و تسليم حاصل نمىشود مگر با بيعت خاصّ كه همان وجهه عبارت از ولايت است .
و به وجهى سبب حصول ولايت مىشود و خشيت و ترس جز بعد از علم محقّق نمىشود ، خشيت بنا به آيهى شريفه منحصر در كسى است كه داراى علم باشد .
پس خشيت جز براى شيعهى على عليه السّلام حاصل نمىشود تكوينى باشد يا تكليفى .
و كسى كه ولايت را قبول كند و در طريقت داخل شود از تذكّر و يادآورى ولايت و مشاهدهى ولىّ امر خويش و قرائت قرآن لرزه بر اندامش مىافتد .
ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ
لفظ « قلوبهم » عطف بر « جلودهم » است
إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
جملهى « الى ذكر اللّه » متعلّق به « تلين » كه