معناى « تسكين » در آن تضمين شده است ، يا لفظ « قلوبهم » مبتدا و « الى ذكر اللّه » خبر آن است ، جملهى حال است ، يعنى بدنها و پوستهاى آنان با ذكر خدا از لرزه مىايستد در حالى كه دلهاى آنان به ذكر خدا مايل يا ساكن و آرام است ، ذكر خدا عبارت از ولايت يا ولىّ امر است يا مقصود ذكرى است كه از ولىّ امر اخذ شده است يا مقصود ملكوت ولىّ امر يا قرآن است ، ممكن است منظور تذكّر و يادآورى خدا يا ذكر خدا ، بهشت ، آتش ، ثواب و عقاب براى آنان باشد .
ذلِكَ
آن كتاب كه به ولايت و ولىّ امر و قرآن شد ، يا آن لرزش و آرام شدن بدنها ، يا آن تنزّل .
هُدَى اللَّهِ
حمل لفظ « هدى » بر « ذلك » از قبيل حمل مصدر بر ذات طبق بعضى از وجوه است ، يعنى آن ذكر از هدايت خاص خداست كه هر كه را خواهد به آن هدايت كند .
يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
كسى را كه خداوند خوار سازد ، يا كسى را كه خداوند او را نيابد راهنما و راهبرى براى او نخواهد بود .
كلمهى يضلل از « اضلّ الدّابّه » يعنى چهارپا را گم كرد و آن را نيافت گرفته شده است ، چنانچه بعضى گفتهاند .
أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ
يعنى كسى كه با صورتش كه شريفترين عضو بدن است از آتش پرهيز مىكند و ساير اعضاى بدن را در هر حال سپر آن قرار مىدهد .
سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ
و از جهت شدّت عذاب با