امامت امير المؤمنين كه من به آن خبر دادهام ، چنانچه در خبر تفسير به ولايت على عليه السّلام شده است . « 1 » نبأ و خبر بزرگش است ، چون ولايت خبرى است كه هيچ خبرى نيست مگر از آن حاصل شده باشد ، هيچ امر و نهى و رسالت و نبوّت و بشارت و انذار و وعد و وعيدى نيست مگر به سبب ولايت و به خاطر ولايت .
أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ
اعراض و روى گردانيدن از آن نبأ اعراض از لطيفه انسانى است كه همان لطيفه الهى است . آن لطيفه ربّ هر مربوب در مقام نازل و پائين خود مىباشد ، آن اسم ربّ است ، آن عبوديّت است كه كنه آن ربوبيّت است ، آن ريسمان از جانب خدا است ، ريسمانى كه بدون آن و بدون ريسمانى از جانب مردم ذلّت و خوارى بر مردم زده مىشود .
ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى
اين جمله مقول قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، يعنى اگر از تو ملاء اعلى سؤال كردند به آنها بگو : من علم به ملاء اعلى ندارم .
يا آنها را آگاه كن كه ملاء اعلى كه التفات و توجّهى به زمين و اهل زمين ندارند در اين خبر مخاصمه مىكنند تا علم به مخاصمه و گفتگوى ملاء اعلى و فرشتگان را از خودت سلب كنى . و بگو : علم من از بالا و فرشتگان اندك است .
إِذْ يَخْتَصِمُونَ
درباره اين خبر بزرگ مخاصمه و گفتگو داشتند ، چون دشمنورزى آنها عظيم و آنچه كه درباره آن بحث و
هامش
( 1 ) بصائر الدّرجات : ص 227 ، ح 1 .