على عليه السّلام تفسير شود .
هذا فَلْيَذُوقُوهُ
لفظ « هذا » مبتداء ، « ليذوقوه » خبر آن است ، لفظ « فاء » زائده ، يا منصوب بر شريطه تفسير است ، فاء زايده ، يا منصوب به فعل مقدّر مانند فعل مذكور و فاء غير زايده ، يا مبتداء به توهّم « أمّا » يا تقدير « أمّا » و فاء غير زائده است ، يا لفظ « هذا » مبتداء و خبر آن « حميم » و « فليذوقوه » معترضه است . يا لفظ « هذا » خبر مبتداى محذوف است ، يعنى « العذاب هذا » يا « هذا هو العذاب » يا به معناى « خذ ذا » است .
يعنى بگير آن را كه ذكر شد از اينكه عاقبت بد براى طاغين و سركشها است كه نافرمانى خدا كنند .
حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ
غسق الجرح غسقانا ، يعنى از زخم آب زرد آمد ، مقصود خونابهاى است كه از بدنهاى اهل جهنّم بيرون مىآيد .
وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ
عطف بر « حميم » يا مبتداست ، خبر آن محذوف است ، يعنى آنان عذاب ديگرى دارند مثل اين عذاب ، يا چشيدنى ديگرى دارند از مثل اين چشيدنى ، يا مبتداست كه خبر آن
أَزْواجٌ
است ، عذاب ديگرى مثل آن عذاب براى آنان است كه گوناگون مىباشد .
يا لفظ « ازواج » مبتداء ، « آخر من شكله » خبر است ، معنى آن اين است : صنف ديگرى از عذاب مثل اين صنف ازواج گوناگون براى اين صنف يا انواع مختلف بر حسب باطن است . و لفظ « آخر » « أخر » به صورت جمع خوانده شده است .
هذا فَوْجٌ
جمله حاليّه يا مستأنفه بنا بر تقدير قول است .
مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ
لفظ « الاقتحام » دخول در سختى و شدّت است با شدّت و سختى ، يعنى به رؤسا يا بنى اميّه گفته مىشود : اين متبوعها و پيروان ،