تحصيلى يا حصولى است ، يعنى آنان را خالص گردانيديم به عبادت خالص براى ما نسبت به يادآورى دار آخرت ، اطلاق دار براى اشعار به اين است كه آخرت عبارت از دار و محلّ قرار است ، نه دنيا كه محلّ عبور و گذر بدان و نيكان است .
وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ
و البتّه همه آنها از برگزيدگانى هستند كه نزد مايند .
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ
اسماعيل فرزند ابراهيم را ياد كن .
وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ
و يسع ( در سوره انعام ذكر شد ) و ذو الكفل ( در سوره انبياء ذكر شد ) همگى از نيكان بودند .
هذا
اينكه ذكر شد از انبيا و احوال آنان
ذِكْرٌ
ذكر و عبرت است براى كسى كه آخرت را بخواهد .
وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ
يعنى عاقبت نيكو از آن متّقين است اعمّ از آنكه نبىّ باشند يا نباشند .
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ مُتَّكِئِينَ فِيها
كنايه از استراحت در بهشت است .
يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ
در بهشت دوستانشان را به ميوه زياد مىخوانند ، يا غلامان و كنيزانشان را به سبب آوردن ميوه زياد فرا مىخوانند ، يا خود ميوه و شراب را مىخوانند ، چون متاعها و كالاهاى بهشتى همه داراى علم و شعوراند ، خودشان به سوى طلبكننده آنها مىروند ، آوردن باء زايده براى تأكيد و ارتباط دعوت به ميوه است .