تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
ايّوب گفت : پروردگارا اگر من در مجلس حكم و قضاوت مىنشستم حجّت و دليل خود را ظاهر مىكردم ، خداى تعالى لكّه ابرى را فرستاد و گفت : اى ايّوب حجّت خويش را ظاهر ساز كه تو را در كرسى حكم نشاندم ، من نزديك تو هستم ، ايّوب گفت : پروردگارا تو مىدانى كه هرگز نشده كه دو امر براى من پيش بيايد و هر دو طاعت تو باشد مگر آنكه من سخت‌ترين آن دو را عمل كردم آيا تو را حمد نكردم ؟ آيا تو را شكر ننمودم ؟ آيا تو را تسبيح نگفتم ؟ از ابر پاره ده هزار زبان ندا آمد كه يا ايّوب چه كسى تو را چنين كرده كه عبادت خدا كنى در حالى كه مردم از آن غافلند ؟ و حمد و تسبيح و تكبير خدا گوئى در حالى كه مردم از آن غافلند ؟ آيا منّت مىگذارى بر خدا با چيزى كه خدا بايد بر تو منّت گذارد ؟ امام صادق عليه السّلام فرمود : ايّوب مقدارى از خاك را گرفت و در دهانش گذاشت ، سپس از پروردگار عذرخواهى كرد و گفت : خدايا تو چنين كردى و بر من منّت گذارى پس خداى تعالى ملائكه‌اى را فرستاد ، پايش را بر زمين زد ، از آنجا آب بيرون آمد و ايّوب خود را در آن آب شست ، سلامتى خود را بازيافت ، حالش بهتر از قبل شد ، خداى تعالى بر او در آنجا باغى سرسبز رويانيد ، اهل و مال و فرزند و زراعتش را به او بازگردانيد ، ملائكه‌اى با او نشست و سخن مىگفت و با او مأنوس بود ، همسر ايّوب آمد و با خودش لقمه نانى آورده بود ، وقتى به محلّ قبلى ايّوب رسيد ناگهان ديد آنجا تغيير كرده و دو مرد نشسته‌اند ، گريه كرد و فرياد زد اى ايّوب چه مصيبت