تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
مىشود كه لايق آتش و سوختن است ، حصول ولايت براى انسان مانند تلقيح درخت خرماست كه آن را داراى ميوه و مغز مىكند . پس مقصود از « اولى الالباب » جز شيعه على عليه السّلام نيست ، شيعيانى كه ولايت براى آنها با شروطش حاصل شده باشد .
وَ خُذْ بِيَدِكَ
اين جمله عطف بر « اركض » است و با دستت بردار .
ضِغْثاً
دسته‌اى از چوب باريك خرما
فَاضْرِبْ بِهِ
با آن چوب بر تن همسرت كه قسم ياد كردى بزن .
وَ لا تَحْنَثْ
و قسم خود را نشكن ، اين داستان چنانچه بعضى گفته‌اند چنين بوده : پس از آنكه ايّوب اطّلاع پيدا كرده كه به همسرش نسبت زنا داده‌اند و زلفهايش را بريده‌اند ، چون موهاى زنش را بريده ديد آن را راست شمرد و سوگند ياد كرد كه صد چوب بر او بزند ، بعد كه فهميد همسرش موهايش را فروخته و به‌وسيله آن طعام و غذا خريده نسبت به سوگندى كه خورده بود پشيمان شد . « 1 »
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
ما او را صبركننده يافتيم ، اين جمله تعليل « اذكر » يا «
ارْكُضْ بِرِجْلِكَ
» يا «
وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ
» يا « وهبنا
مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
» يا «
خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً
» مىباشد ، يا تعليل همه است ، يا بيان حال ايّوب است كه در جواب سؤال از حال او .
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
و ايّوب چه خوب بنده‌اى بوده است كه به سوى خداى تعالى زياد و شديد و كامل بازگشت و انابه مىكند .
هامش
( 1 ) صافى : ج 4 ، ص 301 .