باشد ، چون به ندرت اتّفاق مىافتد كه پيامبران بدون بلا و گرفتارى باشند و به ياد آورد هنگامى را كه از شدّت بلا و گرفتارى به ما پناه آورد تا براى تو در اين مورد اسوه و الگو براى امّت تو باشد ، تا آن را متذكّر و يادآور شوند و هنگام اضطرار به ما پناه بياورند و به ياد آور كه ما چگونه به بهترين وجه او را اجابت نموديم تا اميد كامل و تامّ به اجابت ما داشته باشى .
أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ
لفظ « نصب » با ضمّه نون و سكون صاد و ضمّه آن و با فتحه نون و سكون صاد و فتحه آن به معناى تعب و خستگى است و به همه اين صورتها خوانده شده است .
و نسبت عذاب به شيطان داده شده به جهت تجليل و شرم از خداى تعالى و بعضى گفتهاند : شيطان او را وسوسه مىكرد و مىگفت : مرض تو طولانى شده ، پروردگارت به تو رحم نمىكند .
و بعضى گفتهاند : شيطان به ايّوب مىگفت : تو داراى نعمت و فرزند و اهل و چنين و چنان بودى ، و الآن در بلا و گرفتارى و چنين و چنان واقع شدى ، شيطان اين سخنان را مىگفت كه شايد ايّوب بىتابى كند .
و بعضى گفتهاند : مرض ايّوب شديد شد تا جايى كه مردم از او اجتناب و دورى كردند ، شيطان مردم را وسوسه نمود كه او را ناپاك بدانند و از شهر خارج نمايند ، نگذارند همسر ايّوب با آنان رفت و آمد نمايد ، ايّوب از اين مسئله آزرده مىشد و به خدا نيز از همين مسئله شكايت كرد ، از بلا و گرفتارى شكايت ننمود . « 1 »
هامش
( 1 ) مجمع البيان : ج 7 و 8 ، ص 478 .