هوو هستند كه جمع نمىشوند .
آيات 41 - 44
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 41 تا 44 ]
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ( 41 ) ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ ( 42 ) وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ ( 43 ) وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ( 44 )
ترجمه :
( 38 / 44 - 41 )
و بندهى ما ايوب را ياد كن آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان به من رنج و عذاب رسانده است .
( گفتيم ) پايت را به زمين بزن ، ( اينك ) اين شستن گاهى است ( با آب ) سرد و نوشيدنى .
و ( سپس / ديگر بار ) خانوادهاش و همانند آن را همراه ايشان ، از سر رحمت خويش و براى پندآموزى به خردمندان ، به او بخشيديم .
و ( به او به رعايت عهدى كه كرده بود ، گفتيم : ) دستهاى چوب تركه به دستت بگير ، به آن ( همسرت را فقط يك بار ) بزن ، سوگند مشكن ؛ ما او را شكيبا يافتيم ، چه نيكوبندهاى كه توّاب بود .
تفسير
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ
جمله « اذ نادى » بدل از « عبدنا » به صورت بدل اشتمال است ، چنانچه لفظ « ايّوب » بدل از « عبدنا » به صورت بدل كلّى است .
و معناى آيه اين است كه ايّوب و گرفتارى و شدّت بلا و ابتلاء او را به ياد آورد تا براى تو دلدارى از ابتلاء و گرفتارى