تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
وَ أَنابَ
و با اعتذار به سوى خدا بازگشت .
فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ
و ما اين زود حكم كردن او را بخشيديم .
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
و او نزد ما مقامى دارد و به ما نزديك است .
يا داوُدُ
جمله بر طريق حكايت است ، يعنى گفتيم اى داود :
إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً
تو را جانشين خود يا انبيا و پادشاهان گذشته نموديم .
فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
در سوره لقمان در ذيل بيان حال لقمان و حكمت او بيان مختصرى از خلافت داود كرديم . از امام رضا عليه السّلام در بيان عصمت انبيا آمده است : امّا داود پس پيشينيان شما درباره‌ى او چه مىگويند ؟ گفته شد : مىگويند : داود در محرابش مشغول نماز بود كه ابليس در صورت زيباترين پرنده آمد ، پس داود نمازش را قطع كرد ، بلند شد تا پرنده را بگيرد ، پس پرنده به حياط خانه رفت ، داود هم به دنبال پرنده از اتاق بيرون رفت ، پرنده به پشت بام پريد ، داود هم در طلب پرنده به پشت بام رفت ، كه پرنده به خانه اوريا بن حيّان افتاد ، داود هم به دنبال پرنده به همان خانه رفت كه ناگهان زن اوريا را در حال شستشو ديد ، وقتى او را ديد عاشق آن زن شد ، داود جهت بعضى از غزوه‌هايش اوريا را فرستاده بود ، داود به دوستش نوشت كه اوريا را جلو بينداز . پس اوريا جلو انداخته شد ولى در جنگ بر مشركين پيروز شد ، اين مطلب بر داود سنگين آمد ، باز دوباره به دوستش نوشت كه