إِنَّ هذا أَخِي
بيان صورت مخاصمه است كه ، اين برادر من است .
لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها
يكى از آن دو گفت : اين برادر من نود و نه ميش دارد و من يك ميش دارم او مىگويد : تو آن يك ميش را به من بده .
لفظ « اكفلنيها » يعنى مرا مالك آن يك گوسفند گردان ، از « كفل » به معناى نصيب و سهم است .
يعنى آن را سهم من قرار بده يا از « كفالت » است يعنى مرا كفيل آن قرار بده .
وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
و در مخاصمه بر من غلبه كرده است .
قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ
داود گفت او از درخواست يك ميش تو بر تو ستم روا داشته است .
البتّه خيلى از شريكان به حقّ هم تجاوز مىكنند ، مگر ايمانآورندگانى كه كارهاى شايسته كردهاند و آنان هم كه اندكاند .
لفظ « ما » كه از ايده يا صفيّه است براى تأكيد اندك بودن مؤمنين آورده است .
وَ ظَنَّ داوُدُ
پس از آن كه داود مبادرت به حكم به ظلم نمود فهميد كه ما ،
أَنَّما فَتَنَّاهُ
بدينوسيله او را امتحان كردهايم .
فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ
از داورى شتابزده خود استغفار نمود .
وَ خَرَّ راكِعاً
و به حالت خضوع افتاد .