إِنَّهُ أَوَّابٌ
داود را ياد كن كه به درگاه ما توبه و انابه مىكرد با اينكه نيرو و نعمت او زياد بود ، پس تو هم به پروردگارت رجوع كن .
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ
كه ما كوهها را مسخّر او قرار داديم ، اين سخن بيان نيرومندى و نعمت داشتن داود است .
مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ
كوهها با داود تسبيح مىگويند شب و صبح ، لفظ « اشراق » يعنى وقت طلوع آفتاب ، يا كنايه از صبح است .
وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً
پرندگان از هر طرف به سوى او مىآيند ، يا در حالى كه پرندگان از لانههاى خويش به سوى او مىآيند .
كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ
اين آيه با تركيب و تفسيرش در سوره انبياء و در سوره سباء گذشت .
وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ
يعنى ملك او را تقويت كرديم به نحوى كه احدى نتواند در ملك او اخلال كند .
وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ
به او حكمت و خوشگفتارى داديم ، مقصود از حكمت آثار ولايت است ، كه حكمت جز دقّت علم و اتقان عمل و دقّت در عمل نيست .
و حكمت از آثار ولايت است ، چون انسان مادامىكه ولايت را با شروط مقرّر قبول نكند بصيرت و بينايى او باز نمىشود ، مادام كه بصيرت او باز نشود نظر او دقيق نمىشود ، مادامىكه نظرش دقيق نگردد اتقان در عمل براى او ممكن نيست ، بيان حكمت به