من يقين پيدا كنند ، يقين به ذكر من داشته باشند ، يعنى آنها را زيادى و فراوانى نعمتها و فراق از بلاها مست كرده و مدهوش ساخته پس به لذّتهاى نفوس مشغول شدند و ماوراى آن را انكار نمودند .
أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ
آيا خزائن رحمت پروردگارت نزد آنها است تا براى رحمت خدا كه همان نبوّت و نزول ذكر است هر كس را خواستند اختيار كنند .
أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما
آيا آنها داراى ملك آسمانها و زمين و ما بين آن دو هستند تا تصرّف در آنها بكنند هرطور كه بخواهند ، هر كس را بخواهند رئيس قرار دهند و هر كس را خواستند مرئوس نمايند .
فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ
اين امر براى تعجيز است . يعنى اگر مىتوانند با اسباب صعود به عرش بالا روند و ذكر را بر هر كس كه بخواهند نازل كنند ، بعضى گفتهاند : مقصود از اسباب آسمانها است ، چه آسمانها اسباب مواليد سفلى هستند .
جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ
جمله جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : چگونه است حال آنها و عاقبت كار آنها ؟
پس فرمود : آنها مغلوب خواهند شد ، چون ذكر و صاحب ذكر را انكار مىكنند ، ليكن فرمود : لشگريان زياد يا بزرگ در مقام اين انكار كه آن دورترين مقام از مقام عقول است از فرقههاى مختلف عرب و عجم و ترك و ديلم شكست خواهند خورد تا تنبيه و دليل بر مقصود باشد و تهديد را برساند .