تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً
گفتند خدايان متعدّد را يك خدا قرار داده ، تعجّب كردند كه خلاف آنچه را عادت كرده‌اند مىشنوند .
إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ
اين چيز بسيار عجيبى است ؟ !
وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ
گروهى از سران قوم زبانهايشان به سخن گشوده شد و لذا بعد از اين جمله « أن » تفسيريّه آورد ، يا مقصود آزاد شدن پاهاى آنها است ، يعنى از پيش او رفتند و مىگفتند :
أَنِ امْشُوا
از نزد اين مرد برويد ، يا برويد بر دين خودتان .
وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا
بر خدايان خود ثابت قدم باشيد كه اين قيام پيغمبر بر نابودى بتان از جمله بلايا و مصائب روزگارست .
لَشَيْءٌ يُرادُ
و اين چيزى است كه براى ما خواسته شده است ، يا اين چيزى كه پيغمبر ادّعا مىكند ، مانند رياست بر بندگان و بالا بردن خودش در شهرها چيزى است كه آن را همه مىخواهند .
ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ
اين چيزها را در ملّتى غير از اين ملّت ، ملّتى كه ما درك كرديم نشنيده‌ايم .
إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ
و اين دعوى محمّد صلّى اللّه عليه و آله جز دروغ چيزى نيست . و اخبار در مورد اين آيه وارد شده كه آن در مكّه نازل شده ، نزول اين آيه پس از آن بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دين خود را ظاهر كرد و اين مطلب به گوش قريش رسيد . و داستان از اين قرار بوده كه قريش نزد ابى طالب اجتماع كردند و گفتند : اى ابى طالب پسر برادر تو خواسته‌ها و آرزوهاى ما را ناچيز شمرده ، خدايان ما را ناسزا گفته و جوانان ما را فاسد كرده و