تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
آن مىترسيدند ، پس ابراهيم گفت : من مريض هستم ، تا او را به مراسم عيد نبرند كه با خدايان تنها بماند و آنچه كه مىخواهد از شكستن بت‌ها انجام دهد . « 1 »
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ
به ابراهيم پشت كردند و به مراسم عيدشان رفتند .
فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ
« راغ الرجل » يعنى ميل پيدا كرد ، يعنى به سوى خدايان آنها رفت .
فَقالَ
پس به آنها از باب استهزا گفت :
أَ لا تَأْكُلُونَ
آيا غذايى كه پيش شما هست نمىخوريد ؟ !
ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ
چرا حرف نمىزنيد و جواب مرا نمىدهيد ؟ !
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ
لفظ « ضربا » مفعول له « راغ » يا مفعول مطلق فعل محذوف از جنس خودش مىباشد ، يا حال از « راغ » است . در حالى كه با دستش ضربه مىزد ، همه‌ى آن بت‌ها را شكست جز بزرگ آنها را ، چنانچه در سوره‌ى انبيا گذشت .
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ
آنان با شتاب به سوى ابراهيم عليه السّلام آمدند . لفظ « يزفّون » به صورت معلوم خوانده شده از « زفّ » يعنى شتاب و عجله كرد و به صورت مجهول خوانده شده از « زفّ العروس الى زوجها » يعنى عروس را به همسرش هديه كرد .
قالَ
پس از آنكه قوم نزد ابراهيم رسيدند ابراهيم گفت :
أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
آيا آنچه را كه خود مىتراشيد
هامش
( 1 ) تفسير صافى : ج 4 ، ص 273 .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 237 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى