روح نبوّت و رسالت است چه كلّى باشد يا جزيى ، همان روح همه ولايتهاى جزيى است .
بنابراين ممكن است لفظ شيعه از « شاع » به معناى پيروى كرد باشد ، ممكن است از « شعاع » باشد ، كه اصل آن « شعّه » با تشديد عين است و سپس با ابدال عين اوّل به ياء ، چنانچه در « أحسست » و « أحسيت » شيعه شده است .
إِذْ جاءَ
اين جمله ظرف خبرست ( كه بقيه عبارت خبر آن است ) .
رَبَّهُ بِقَلْبٍ
هنگامى كه پروردگارش به قلب سليم او وارد شد .
در سوره شعرا بيان قلب سليم گذشت .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ
لفظ « إذ » بدل از « اذ » اوّل ، يا ظرف « جاء » يا « سليم » است .
وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
چه گمان مىبريد به پروردگار عالميان كه از او روى برگردانديد و به چيزى روى آورديد كه خودتان آن را ساختهايد .
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ
ابراهيم عليه السّلام نگاهى به ستارگان افكند و گفت :
فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
من مريضم و نمىتوانم با شما به جشن بيايم .
در خبر آمده است : ابراهيم سه دروغ گفت اوّل گفت : مريض هستم و دوّم گفت : شكستن بتها را بت بزرگ انجام داده است سوّم درباره ساره است كه گفت او خواهر من است . « 1 » مقصود اين است كه او در ظاهر دروغ گفت ، در حقيقت دروغ نگفت ،
هامش
( 1 ) معانى الاخبار : ص 210 ذيل حديث .