تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
زيرا او مىخواست اصلاح كند و مصلح دروغگو نيست . يا او در همه اين موارد توريه كرد چون او به ستارگان و به حركات و از بين رفتن هر حادثى با حركت آنها نظر كرد گفت من به زودى مريض خواهم شد يعنى به زودى خواهم مرد . و به ستارگان نظر كرد ديد كه نوبت تب كردنش نزديك است ، پس گفت : من مريض هستم يعنى نوبت تب من نزديك است ، يا نظر به ستارگان كرد تا موهم اين باشد كه ابراهيم مثل آنها محاسبه مىكند ، به نظرها و مقتضيات ستارگان حكم مىكند ، پس گفت : من سقيم و مريض هستم ، مقصودش اين بود كه من سقيم هستم و هنوز در انسانيّت كامل نيستم . چون هنوز ابراهيم عليه السّلام به مقام امامت كه آخرين مقامات او است نرسيده بود ، يا مقصودش اين بود كه من كه قلب من سقيم و حزين اندوهناك است از كارى كه شما انجام مىدهيد ، يعنى مىپرستيد چيزى را كه نه نفعى به شما مىرساند و نه ضرر . از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرمود : او بر مبناى نجوم محاسبه كرد و آنچه به حسين عليه السّلام پيش مىآمد ديد ، از فرط ناراحتى گفت : من از اين جريان كه بر حسين وارد خواهد آمد بيمارم « 1 » از امام صادق و باقر عليهما السّلام آمده است كه فرمودند : به خدا سوگند ابراهيم عليه السّلام مريض نبود ، دروغ هم نگفت . « 2 » بعضى گفته‌اند : بيشتر مرضهاى آنان طاعون بود و از سرايت
هامش
( 1 ) تفسير صافى : ج 4 ، ص 33 . كافى : ج 1 ، ص 465 ، ح 5 . ( 2 ) كافى : ج 8 ، ص 368 قسمتى از حديث 559 .