تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ ( 109 ) كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 110 ) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ( 111 ) وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ( 112 ) وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسْحاقَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ ( 113 )

ترجمه :

( 37 / 113 - 83 ) و ابراهيم جزو پيروان او بود . چنين بود كه دل پاك و پيراسته ( از شكّ و شرك ) به درگاه پروردگارش آورد . آنگاه كه به پدرش و قومش گفت چه چيزى را مىپرستيد ؟ آيا به دروغ و دغل در هواى خدايانى به جاى خداوند هستيد ؟ پس گمانتان درباره پروردگار جهانيان چيست ؟ سپس نگاهى به ستارگان انداخت . و گفت من بيمارم . آنگاه پشت‌كنان از او روى برتافتند . رو به خدايانشان آورد و گفت چرا ( چيزى ) نمىخوريد . شما را چه مىشود كه سخن نمىگوييد ؟ پس نهانى بر آنان ضربه‌اى به شدّت فرود آورد . آنگاه شتابان رو به سوى او آوردند . ( ابراهيم ) گفت : آيا چيزى را كه با دست خود تراشيده‌ايد مىپرستيد ؟ حال آنكه خداوند شما را و چيزهايى را كه بر سر آنها كار مىكنيد ، آفريده است . گفتند براى او بنايى برآوريد ، او را در آتش بيندازيد . آنگاه در حقّ او بدسگاليدند ، ولى آنان را فرو دست گردانديم . و ( ابراهيم ) گفت : من رونده به سوى پروردگارم هستم ، كه به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد . پروردگارا به من از شايستگان فرزندى ببخش . آنگاه او را به فرزندى بردبار مژده داديم . و چون در كار و كوشش به پاى او رسيد ، ( ابراهيم ) گفت : اى فرزندم من در خواب ديده‌ام كه سر تو را مىبرم ، بنگر در اين كار چه مىبينى ؟ ( اسماعيل ) گفت : پدر جان آنچه فرمانت داده‌اند ، انجام بده ، كه به زودى مرا به خواست خداوند ، از شكيبايان خواهى يافت . آنگاه چون هر دو بر اين كار گردن نهادند و او را بر گونه‌اش به خاك افكند . ندايش داديم
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 232 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى