تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
نشنيده و نديده‌اند آن را با آگاهى جزيى خرد مىسنجند و مىگويند اين سحر آشكارى است .
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ
با تعجّب ( ناشى از حماقت ) مىگويند : وقتى ما مرديم و خاك و استخوان شديم ، باز زنده برانگيخته مىشويم ! پدران و پيشينيان ما چطور ؟ بگو : بلى شما و نياكانتان با ذلّت و خوارى برانگيخته و محشور مىشويد .
فَإِنَّما هِيَ
يعنى اين برانگيختن يا برانگيخته شدن فقط يك صيحه و فرياد است ، تأنيث ضمير به اعتبار مسند است .
زَجْرَةٌ واحِدَةٌ
يك صيحه كه آن نفخ دوّم است .
فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ
آنان مىبينند ، يا منتظر حساب هستند ، يا منتظرند كه با آنان چگونه رفتار خواهد شد .
وَ قالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ
و گويند : اى واى بر ما كه اين روز مجازات و جزاست .
هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
اين سخن را آنان به همديگر مىگويند ، يا خداى تعالى يا ملايكه به آنان مىگويد : اين روز روز جدا كردن سره از ناسره و حقّ از باطل است كه آن را تكذيب مىكرديد .
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا
اين جمله حال يا مستأنف به تقدير قول است ، اصل ظلم ظلم و ستم به آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله است ، هر چيزى كه از اين ظلم ناشى شود آن ظلم است و اوّلين ظلم به آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله پوشيدن و پنهان كردن ولايت تكوينى است كه آن ريسمانى است از