تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
بيشتر مخلوقات بر حسب مادّه ضعيف‌تر و بر حسب قوّه و نيرو سست‌تر و بر حسب صورت كوچك‌ترند و در عين حال آنها بما شرك مىورزند و نافرمانى و گناه مىكنند و غير آنها با قوّت و عظمتشان به توحيد و يكى بودن ما قايل‌اند و ما اطاعت مىكنند .
بَلْ عَجِبْتَ
لفظ « عجبت » با خطاب و تكلّم خوانده شده و اضراب از امر به استفتا آنها بدين معناست كه استفتا شايسته و لازم نيست ، احتياجى به استفتا و پرسش نيست ، بلكه بايد از آنان و از حال آنان تعجّب كرد . و مطلب را با فعل ماضى ادا كرد كه تحقّق و حتمى بودن را برساند ، تا اشعار به اين باشد كه مقام اين‌گونه شدّت را اقتضا مىكند ، گويا كه مطلب واقع شده است .
وَ يَسْخَرُونَ
در حالى كه آنها تو را ، يا خدا و توحيد خدا را يا كسى را كه موحّد است مسخره مىكنند .
وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ
اگر به اين جاهلان پند دهند و حقايق عالم بالا را بگويند ، چيزى نمىفهمند . اين جمله با جمله سابق و جمله‌هاى آينده حال هستند از « عجبت » و آن جمله‌ها چيزى است كه مورد تعجّب قرار گرفته‌اند .
وَ إِذا رَأَوْا آيَةً
آنگاه كه معجزه‌اى يا آيت و نشانه‌اى از آيات بزرگ كه انبيا و اوليا عليهم السّلام هستند ببينند ، يا آيتى از آيات كتاب تدوينى ببينند ، يا آيتى در عالم صغيرشان ببينند .
يَسْتَسْخِرُونَ
به مسخره مىگيرند ، بلكه در سخريّه و استهزاء به آيت يا به صاحب آيت شدّت مىبخشند .
وَ قالُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
و چون سحر هيچ چيز