وَ
و اگر بخواهند استراق سمع نمايند .
يُقْذَفُونَ
با شهابها زده مىشوند ، يعنى با شهابهايى كه اين شهابهاى محسوس نمونهاى از آن شهابها و صورت آنها است و گرنه شهابهايى كه با آنها استراق سمع كنندگان زده مىشوند شهابهايى است كه مناسب با دو عالم مثالاند ، عالم جنّ و عالم ملايكه .
مِنْ كُلِّ جانِبٍ
از همه جوانب آسمان ، يا از جوانب خودشان اگر قصد بالا رفتن و صعود به آسمان محسوس داشته باشند ، چه آسمان محسوس چون مظهر آسمان عالم ملايكه است نمىتوانند بر آن صعود نمايند مگر به نحو استراق سمع ، كه به نزديكىهاى آسمان عالم ملايكه مىروند تا استراق سمع نمايند .
و همچنين است اگر قصد صعود به آسمان عالم مثال كلّى و عالم مثال جزيى انسان داشته باشند و چون عالم انسان نسخه مختصر از عالم است پس بايد مراقب مجاهد نظر كند ، ببيند كه شياطين تا مقام سينه او صعود مىكنند و شهابهاى تذكّرات و يادآورىهاى آن را و طرد شياطين را بهوسيله شهابها ببينند تا معلوم شود كه چگونه آن شياطين به آسمان عالم كبير صعود مىكنند ، با شهابهاى آسمان طرد مىشوند .
دُحُوراً
لفظ « دحر » و « دحور » با ضمّه دال طرد و دور كردن و دفع است و آن مفعول له يا حال است ، بدين ترتيب كه آن را به معنى « مدحور » اسم مفعول قرار مىدهيم ، يا از باب مبالغه بر ذات حمل مىكنيم ، يا لفظ « ذوى » به عنوان مضاف در تقدير مىگيريم . و ممكن است آن را مفعول مطلق فعل