ستارگان ستارگان روشن طبيعى ، يا ستارگان قوا و مدارك جزيى و كلّى در مراتب نفس عالم كبير يا نفس عالم صغير است و مداركى كه با نور اسلام و ايمان روشن شده باشند مانع مىشوند كه شياطين به آن آسمانها عروج كنند و در آنها تصرّف نمايند .
چنانچه خداى تعالى فرمود :
وَ حِفْظاً
عطف به اعتبار معناست ، گويا كه گفته شده : « زيّنّاها للزينة و الحفظ » يا عطف بر مقدّر است ، گويا كه گفته شده است : « زيّنّاها زينة و حفظا » يا مصدر فعل محذوف است كه بر « زيّنا » عطف شده است .
مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ
لفظ « مرد » مانند « نصر » و « كرم » « مرودا و مرادة » يعنى اقدام و سركشى كرد ، يا به جايى و به غايتى رسيد كه بدان وسيله از همه حالاتى كه آن صنف بر آن حالت است خارج شد و « مرده » يعنى آن را قطع كرد و عرض او را پاره كرد و « مرد على الشيء » يعنى بر آن چيز تمرين كرد و عادت نمود ، بيان شيطان در اوّل كتاب در تفسير استعاذه گذشت .
و در سوره حجر چگونگى ردع و منع شياطين بهوسيله شهابها گذشت .
لا يَسَّمَّعُونَ
نمىشنوند ، يعنى قدرت بر استماع و شنيدن ندارند .
إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى
نمىتوانند به ملأ أعلى گوش فرا دهند و بشنوند ، نه آنكه نمىخواهند بشنوند و قرينه بر اين مطلب خواهد آمد ، اين بدان جهت است كه فطرت آنها ظلمانى است ، فطرت ملأ أعلى نورانى مىباشند و ظلمت و تاريكى توانايى نزديكى نور را ندارد و گرنه ذات آن باطل مىشود .