رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه كه بين آن دو است از اصناف ملايكه و ستارگان و اصناف مواليد .
وَ رَبُّ الْمَشارِقِ
لفظ « المشارق » جمع مشرق ستارگان است ، كه هر ستارهاى داراى مشرق مخصوص به خود است ، بدين معنى كه قطعهاى از فلك در مدّت دور آن ستاره مشرق آن قرار مىگيرد و در هر روز بلكه در هر آن و لحظه داراى مشرقى مخصوص مىشود .
يا جمع مشرق به معناى صاحب روشنايى است ، كه همه ستارگان روشن هستند و اين روشنايى يا از ذات خودشان است مانند آفتاب ، يا از يك روشنكننده ديگرى كسب مىكند مانند ماه .
و بر حسب تأويل هر مرتبه عالى و بالا نسبت به مرتبه پايينتر مشرق آفتاب حقيقى است و هر مرتبه عالى نسبت به مرتبه پايينتر داراى تلألؤ و روشنايى است ، مراتب در اين صورت بىحدّ و نهايت است ، پس مشارق به اين معنا نيز غير متناهى است .
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
جواب سؤال مقدّر در مقام تعليل ، يا در مقام بيان حال است . و مقصود از آسمان دنيا آسمان طبيعى است ، نه آسمان دنيا در مقابل زمين نسبت به ساير آسمانها .
پس بودن بيشتر ستارگان در آسمان هشتم منافاتى با اين مطلب ندارد ، يا مقصود از آسمان دنيا عالم مثال و آسمانهاى آن است ، يا مقصود سينهاى است كه به اسلام گشوده شده ، مقصود از