بىاساس زينت گرفته باشد ، چه لفظ شعر بر كلام موزون اطلاق مىشود ، بر كلام شعرى كه باطل بوده و با فريبها و تزيينات به صورت حقّ جلوه مىكند نيز شعر اطلاق مىشود .
و هر دو معنا را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نسبت دادند .
چون شعرا بيشتر به سبب قوّت فصاحت و سخنآورى خوبشان كلام منظوم يا منثور مىآورند كه دلهاى شنوندگان را جذب كند .
و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز چنين ديدهاند لذا گفتند : او شاعر است و كلام او شعر است ، ولى از سوى ديگر چون خواستند بگويند كلمات او محض تخيّلات است و حقيقت ندارد گفتند او شاعر است همانطور كه گفتند مجنون است ، يعنى او كلام فريبنده مىآورد كه حقيقت ندارد ، چنانچه مجنون كلامى كه مىگويد حقيقت ندارد .
و ليكن فرق است بين شاعر كه كلام زيبا و فريبنده مىآورد ، مجنون كه كلامش باطل است و فريبنده نيست .
و از اين آيه ذمّ شعر به صورت مطلق استفاده نمىشود ، بلكه ذمّ نسبت شعر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استفاده مىشود ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شعر را مدح كرده است و خود به شعرا گوش فرا داده ، حسّان بن ثابت را مدح نموده است . « 1 » و روايت شده كه او به قبول شعرا تمثّل مىجست ، ولى شعر را تغيير مىداد و به صورت موزون نمىخواند . « 2 » و ليكن اين روايت از طريق عامّه است ، به ائمّه ما عليهم السّلام اشعار
هامش
( 1 - 2 ) مجمع البيان : ج 7 و 8 ، ص 432 .