تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
است ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام چون با ولايت متّحد هستند ذكر به حساب مىآيد و قرآن نيز صورت ولايت است ، ذكر لسانى و خيالى صورت آن ذكر است . پس مقصود از ذكر در اينجا ولايت تكوينى است كه عبارت از فطرت انسانى است ، هر كس پيرو فطرت انسانى گردد بر حسب فطرتش علم به خدا پيدا مىكند ، هر كس به خدا علم پيدا كند از خدا مىترسد پس انذار جز براى كسى كه به فطرتش توجّه داشته باشد سودبخش نيست ، باشد كه خداوند به قلبش نور علم القاء كند و از قهر پروردگارش بترسد .
فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ
پس او را به مغفرت بزرگى نسبت به جميع بدىهايش بشارت ده .
وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ
اجر كريم اجرى است كه در آن نقصان و فنا راه نداشته باشد و در آن منّتى بر مأجور نباشد .
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى
اين جمله تعليل و دلدارى دادن و وعده و وعيدست
وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا
و اعمالى كه انجام داده‌اند و صورت آن عمل‌ها باقى نمانده ما آنها را مىنويسيم .
وَ آثارَهُمْ
و آثار آنها را از قبيل علوم و اخلاق و آثار اعمالى كه انجام داده‌اند ، پس آثار آن اعمال در نفوس آنان باقى مانده است .
وَ كُلَّ شَيْءٍ
و هر چيزى غير از آنها كه ذكر شد همه را .
أَحْصَيْناهُ
ما نوشته و احصا كرديم .
فِي إِمامٍ مُبِينٍ
در لوح محفوظ ، يا قلم اعلى ، يا مقصود